تبلیغات
به یادپاییز77
به یادپاییز77

خدایاداراتر از من کیست؟که تو تنها دارایی منی

امشب شب آخره که مزاحم دلت میشم.....
خورشید فردا مال تو....
ببخش که عاشقت شدم...بدرقه لازم ندارم...
خودم میرم عزیزترین...نزاربمونه زیر پا  قلبمو بردار از زمین...
دوستت دارم برای تو فقط یه حرف ساده بود..
قافل از اینکه قلب من منتظر اشاره بود...


نوشته شده در سه شنبه 14 دی 1389 ساعت 02:52 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

خدایا
آلودگی آدمها از حد گذشته
دنیا رو چند روز تعطیل نمی کنی؟؟؟


نوشته شده در سه شنبه 14 دی 1389 ساعت 02:49 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

مطمئن باش وبرو
ضربه ات کاری بود....بی وفایی کردی... دل من سخت شکست وچه زشت به منو سادگیم خندیدی...
به منو عشقی پاک....که پراز یاد تو بود....و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود...
تو برو تا راحت تر...تکه های دا خود را آرام سرهم بند زنم

نوشته شده در سه شنبه 14 دی 1389 ساعت 02:45 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |


ای مسافر غریبه

چرا قلبمو شکستی

رفتی و تنهام گذاشتی

ای که بی تو تک و تنهام

توی این غربت سنگی

می دونم بر نمی گردی

شدی همرنگ دو رنگی

همه زندگی من اون نگاه عاشقت بود

چرا فکر کردی به جز من

یکی دیگه لایقت بود

رفتی و ازم گرفتی

اون نگاه آشناتو

واسه من بمبی گذاشتی التهاب لحظه ها تو

حالا من تنها نشستم

با نوای بی نوایی

چه غریبم بی تو اینجا

ای غریبه بی وفایی

نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور 1389 ساعت 01:34 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |


کاش که تورو ، سر نوشت ازم نگیره
میترسه دلم ، بعد رفتنت بمیره
اگه خاطره هام ،یادم میارن تورو
لااقل از تو خاطره هام نرو
کی مثل من، واسه تو ، قلبه شکستش میزنه
آخه کی واسه تو مثل منه
بمون، دل من فقط به بودنت خوشه
منو فکر رفتن تو می کشه
لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم
کاش که تورو ، سرنوشت ازم نگیره
می ترسه دلم ، بعد رفتنت بمیره
اگه خاطره هام یادم میارن تورو
لااقل از تو خاطره هام نرو
کی مثل من واسه تو ، قلب شکستش میزنه
آخه کی واسه تو مثل منه
بمون، دل من فقط به بودنت خوشه
منو فکر رفتن تو می کشه
لحظه هام تباهه بی تو ، زندگیم سیاهه بی تو ، نمیتونم...

نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور 1389 ساعت 01:10 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |


گناهی ندارم ولی قسمت اینه... که چشمای کورم به راحت بشینه...
برای دل من واسه جسم خسته ام... منی که غرور و تو چشمات شکستم...
سر از کار چشمات کسی در نیاورد ... که هرکی تو رو خواست یه روزی بد اورد...
واسه من که بر عکس کار زمونه... کسی نیست که قدر دلم رو بدونه...
هنوزم زمستون به یادت بهاره... تو قلبم کسی جز تو جایی نداره...
صدای دلم سازه ناسازگاره... سکوتم به جز تو صدایی نداره...
تو خواب و خیالم فقط فکره اینم... که دستاتو بازم تو دستام ببینم...
ولی حیف از این خواب پریدم که بازم... با چشمای کورم به راحت بشینم...

نوشته شده در دوشنبه 1 شهریور 1389 ساعت 01:05 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

http://www.image98.ir/images/3xz0lw4mwikjj06rlm.jpg




نوشته شده در جمعه 3 اردیبهشت 1389 ساعت 11:19 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |


دختر گفت:زیبایی هایی هستند که به هزار

زیبایی ظاهری می ارزند.


پسر گفت:چه حرفها!با این صورت زشت حرف

از زیبایی می زند و چشم هایش را با غرور از

دختربر گرفت. دختر گفت:به نظر من درون آدمها

خیلی از ظاهرشان مهمتر است.


پسر برخاست و بی اعتنا به حرف های دختر

رفت.اشک در چشمهای خوش رنگ دختر حلقه

زد و پسر هرگز زیبایی رنگ چشمهای دختر را و

از همه مهمتر زیبایی نجابتی را که نگذاشت به

پسر بگوید چقدر صورت و اخلاقش ناهماهنگ و

بد ترکیب است،ندید

                   
                 .............................................................................................            

در خیابان با کفش راه بروی به یاد خدا

باشی بهتر از آن است که در مسجد سر

نماز یاد کفش هایت باشی
.                                                     

نوشته شده در جمعه 3 اردیبهشت 1389 ساعت 10:35 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

تا بحال توجه کردین که آینه چه کالای جالب و با ارزشیه...

اگه یکم دقت کنی میفهمی که چه با ارزشه.... چه چیز هایی در درون دلش هست و به زبون نمیاره... چه افراد ی خودشون رو توش دیدن و حالا نیستن...مثل یه همدم که عیب هاتو میبینه ... بهت میگه... ولی به کسی نمیگه.

دوست خوبی هم هست.... اگه بش بخندی بهت میخنده... اگه اخم کنی بهت اخم میکنه... اگه گریه کنی باهات گریه میکنه.... جالبه ها...نه!!!

کاش همه ماها یه جورایی آینه بودیم... حتی اگه میشکستیم ولی باز هم  کارایی مون رو از دست نمیدادیم.. مثل آینه... که  اگه هم شکست ولی بازم میشه توش خودمون رو ببینیم.

آینه باش عزیز....نه شیشه که اگه هم شکست دیگه هیچ فایده ایی نداره جز زخم کردن...


نوشته شده در چهارشنبه 18 فروردین 1389 ساعت 11:34 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |


نوشته شده در دوشنبه 16 فروردین 1389 ساعت 12:23 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

۱-عدم مقابله به مثل
اگر کسی خشونت ورزید٬اگر کسی عجول بود٬اگر کسی نا مهربان بود٬ من رفتاری مشابه انجام نمیدهم.
۲-طلب برکت برای دشمن
اگر کسی برخورد نا عادلانه یا خشونت آمیز با من انجام داد٬در سکوت از پروردگار برایش طلب بخشش می کنم.می دانم که دشمن٬هر کسی می توتند باشد:یکی از اعضای خانواده٬همسایه٬همکار یا فردی غریبه.
۳-دقت در انتخاب واژه
با دقت و احتیاط در واژه هایم را بر زبان جاری خواهم ساخت.زیرا خواهان بسط یاوه گویی نیستم.
۴-فراتر از خود
راهایی برای کمک به دیگران و سهیم شدن در مشگلات زندگی آن ها تجربه می کنم.
۵-بخشش
همه ی آسیب ها و صدمات احتمالی ام را می بخشم.
۶-انجام کار خیر در حق دیگری
برکت به زندگی دیگری خواهم آورد.
۷-انتظار رفتاری مشابه را داشتن
قانون طلایی را تمرین خواهم کرد:"با دیگران طوری رفتار کن که انتظار داری با رفتار شود.
۸-پرورش روح انسان های دلسرد
لبخند من٬واژه های من و اعلام حمایت من می تواند تفواتی در زندگی فردی که در حال دست وپنجه نرم کردن با مشکلات است ای جاد کند.
۹-حفاظت از جسم
کمتر میخورم و فقط غذا های سالم می خورم.برای جسمم سپاسگذار خداوند هستم.
۱۰-دعا کردن
زمان بیشتری را برای دعا کردن صرف خواهم کرد.امروز را با کلامی معنوی و الهام بخش آغاز خواهم کرد٬در طی روز در مکانی آرام و خلوت به ندای روح جهان گوش می دهم.

نوشته شده در چهارشنبه 4 فروردین 1389 ساعت 06:11 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

                                       ***!!به نام آنکه تو را برای من آفرید!!***

سلام عزیزان حالتون خوبه؟انشا الله که خوب باشین.

حال منو می پرسین:

حال من  بد  نیست  غم  کم  می خورم

کم که نه هر روز کم کم می خورم

چند تا حرف رمانتیک دیدم حیفم اومد واستون ننویسم.

1-ما دیر به دنیا آمده بودیم یا  حقیقت زود مرده بود ؟كسی ناله می كرد كسی كه زن نبود. اگر بود مریم نبود.(تاریخ بیهقی)

2-قصه ی عشق یك سیب تازه بود ... مرا ببخش حوای من ... من آدم نمی شوم! (وبلاگ دوستم)

3-راستی تا خدا راهی نیست ... چند قدم بالاتر دستمان به خدا می رسد !(وبلاگ دوستم)

4- من فروشنده ی یک مغازه ام. بزرگ اینو نوشتم.(قلب فروخته شده پس گرفته نمی شود).یادت نره!راستی بچه ها تو همین ماه تولد یکی از عزیزترین افراد زندگی منه.

تولدت مبارک عزیزم***** امیدوارم صد سال زنده باشی.!

واسه ما  جشن تولد یه  بهونه بود  همیشه

که رو هدیه بنویسیم دلم از تو دور نمیشه

نوشته شده در چهارشنبه 4 فروردین 1389 ساعت 01:34 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

خداوندا! اگر روزی از عرشت به زیر آیی
و لباس فقر بپوشی

و برای لقمه نانی غرورت را به پای نامردان بشکنی


زمین و آسمانت را کفر میگویی٬ نمیگویی؟


خداوندا اگر در روز گرماگیر تابستانی
تن خسته خویش را بر سایه دیواری
به خاک بسپاری

اندکی آنطرف تر کاخ های مرمرین بینی


زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!

خداوندا اگر با مردم آمیزی
شتابان در پی روزی

ز پیشانی عرق ریزی
شب آزرده و دل خسته

تهی دست و زبان بسته

بسوی خانه باز آیی

زمین و آسمانت را کفر می گویی٬ نمی گویی؟!

 

خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را

بس کن تو ظلمت را

تو در قرآن جاویدت هزاران وعده دادی
تو خود گفتی که نا مردمان بهشت را نمیبینند

ولی من با دو چشم خویشتن دیدم

که نا مردمان ز خون پاک مردانت هزاران کاخ میسازند

خدایا ! خالقا ! بس کن جنایت را
بس کن تو ظلمت را


نوشته شده در سه شنبه 3 فروردین 1389 ساعت 01:03 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |

امیدوارم سال جدیدبرایمان همراه باسلامتی وتندرستی باشد؟که اگربدانیم بهترین نعمت است. امیدوارم دراین سال تصمیم های بزرگ بگیریم ودرجهت دستیابی به انها قدم های مثبت برداریم. امیدوارم که تمام بیمارانمان از نعمت سلامتی برخوردار شوند.                                             امیدوارم که هر روز خلق وخوی مابهتر،بخشش وگذشتمان بیشتر،غرورمان کمتر وروزی مان فراوان تر شود.
امیدوارم که خداوندهرچه به ما ارزانی می دارد،لیاقت وظرفیتش رانیز عطا کند.                       امیدوارم همه رویاهای قشنگمان به حقیقت به پیوندد.
امیدوارم که هر روز سربلند باشیم و ابرویمان حفظ شود.
امیدوارم هیچ وقت امیدمان را در زندگی از دست ندهیم چون ناامید شیطان است.                   امیدوارم شهرمان،سرزمینمان،دنیایمان زیباتر،پاکتر،آرامتر و دوست داشتنی تر بشود.                                                                                                                                                                           آمین یا رب العالمین

نوشته شده در یکشنبه 1 فروردین 1389 ساعت 09:00 ب.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |


آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه

!

آخرین امتحانت رو پاس کنی

کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت

می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده

نمی کردی پول پیدا کنی

برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی

!!!

تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

بدون دلیل بخندی

بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره

از شما تعریف می کنه

از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه

هم می تونی بخوابی

!

آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره

عضو یک تیم باشی

از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

دوستای جدید پیدا کنی

وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین

!

لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و

ببینید که فرقی نکرده

عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای

احمقانه ای کردند و بخندی

و بخندی و باز هم بخندی

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

قدرشون روبدونیم

زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک

هدیه است که باید ازش لذت برد

*************

وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

نوشته شده در یکشنبه 1 فروردین 1389 ساعت 12:01 ق.ظ توسط تنهایی ....... نظرات | |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت